پرش به محتوا

ابوبکر صدیق رضی الله عنه

ژوئیه 15, 2012

السَّـلاَمُ عَلَیْکُـمُ :

ابوبکر صدیق رضی الله عنه

(مهمترین مراجع مورد استفاده در نوشتن سیرت ابوبکر صدیق (رضی الله عنه) عبارتند از: سیرت ابن هشام – صحیح بخاری – صحیح مسلم و تاریخ الخلفاء.)

((خداوند مرا به سوی شما مبعوث کرد شما گفتید تو دروغ می گویی، اما ابوبکر گفت راست می گوید ومرا با جان ومالش یاری داد)).

پیامبر صلی الله علیه وسلم (صحیح بخاری، فضائل الصحابة.)

ایمان زود هنگام

رهبران واشراف قریش یکی پس از دیگری وپشت سرهم در صحن کعبه جمع می شدند. زید بن عمرو بن نفیل در آفتاب نشسته بود وبا تعجب به بت های بلندی که در این جا و آنجا گذاشته شده بودند نگاه می کرد. زید به آئین بت پرستی قانع نبود وبا جدیت تلاش می کرد که دینی را بپذیرد که آئین یکتا پرستی باشد، قریش را می دید که شتر وگوسفند و… را برای بت ها سر می بریدند با خودش فکرکرد وگفت: گوسفند را خدا آفریده واز آسمان باران می باراند وبرای گوسفندان گیاه وعلف در زمین می رویاند پس شما چگونه گوسفند را به نام غیر از خدا سر می برید؟!

زید هم چنان غرق این افکار بود که امیه بن ابی صلت به او نزدیک شد وگفت: در چه حالی ای جوینده خیر وخوبی؟ زید گفت که خوب هستم. امیه پرسید: آیا چیزی یافتی؟ زید گفت: نه. امیه گفت: جز آنچه که خداوند خواسته یا از طرف خداوند باشد. هر دینی روز قیامت سبب هلاکت خواهد بود. اما آیا پیامبری که منتظرش هستید از ماست یا از شماست(تاریخ الخلفاء سیوطی، ص 43-42.).

ابوبکر این سخن را شنید وگفت: من قبلا نشنیده بودم که پیامبری مبعوث می شود ومردم منتظر آن هستند، بنابر این نزد ورقه بن نوفل رفتم او بسیار به آسمان نگاه می کرد وهمواره چیزی زمزمه می نمود، داستان گفتگوی امیه وزید را برای او تعریف کردم. ورقه گفت: بله برادر زاده ام، پیامبری که مردم منتظر او هستند از نظر نسب از اعراب متوسط است من نسب را می دانم وقوم تو نسب میانه ومتوسطی در میان اعراب دارد. ابوبکر به ورقه گفت: عمو! این پیامبر چه می گوید؟ ورقه گفت: هرآنچه به او از جانب خدا گفته شود همان را به مردم خواهد گفت، اما ظلم نمی کند و نمی گذارد که بر او ظلم شود واز اینکه مردم بر یکدیگر ستم کنند جلوگیری می نماید.

ابوبکر افزود: ((وقتی پیامبر صلی الله علیه وسلم به پیامبری مبعوث شد من به او ایمان آوردم و او را تصدیق نمودم))( تاریخ الخلفاء، ص 43-42).

ابوبکر اسلام آورد و پیامبر صلی الله علیه وسلم در مورد اسلام آوردن ابوبکر فرمود: ((هیچ کسی را به اسلام دعوت ندادم مگر ابتدا در پذیرفتن دعوتم دچار تردید وشک می شد به جز ابوبکر، هنگامی که او را دعوت دادم چهره اش را برنگرداند ودر حقانیت اسلام شک نکرد))( سیره ابن هشام.).

این چنین ابوبکر رضی الله عنه خیلی زود از جاهلیت به اسلام روی آورد.

ابوبکر رضی الله عنه چه کسی بود؟

ابوبکر صدیق رضی الله عنه یار پیامبر صلی الله علیه وسلم است که پس از مسلمان شدن همیشه در سفر وحضر تا دم وفات آن حضرت درخدمت ایشان بوده و هیچ گاه ازاو جدا نشد(تاریخ الخلفاء، ص 35). به علت زیبایی چهره اش او را ((عتیق)) لقب داده بودند. نسب او در مره بن کعبه به پیامبر صلی الله علیه وسلم می رسد، نامش عبدالله بن ابی قحافه عثمان بن عامر بن عمروبن کعب…. ابن مره بن کعب… قریشی است. مادر ابوبکر رضی الله عنه ام الخیر سلمی است. ابوبکر در جاهلیت با اسماء بنت عمیس وحبیبه ازدواج کرده بود. هنگامی که ابوبکر رضی الله عنه وفات کرد حبیبه حامله بود. ابوبکر شش فرزند داشت سه دختر وسه پسر. پسران وی به نامهای عبدالله، عبدالرحمن ومحمد ودخترانش اسماء وام المؤمنین عایشه وام کلثوم رضی الله عنهم بودند.

عادات وصفات ابوبکر رضی الله عنه

امت اسلامی به اجماع او را صدیق نامیده اند چوت او راستگویی را همواره برخود لازم گرفته بود ونیز بلافاصله رسالت پیامبر صلی الله علیه وسلم را تصدیق نمود، هرگز اشتباه و دروغی از او سر نزده که کسی آن را به یاد داشته باشد. روزی پیامبر صلی الله علیه وسلم در کعبه نماز می خواند، عقبه بن ابی معیط نزدیک وی آمد وچادرش را به گردن پیامبر صلی الله علیه وسلم پیچید وداشت اورا خفه می کرد، ابوبکر، عقبه را از کنار پیامبر دور نمود واو را سرزنش کرد وگفت: ((آیا می خواهی مردی را بکشی که می گوید پروردگار من الله است در حالی که از طرف پروردگارتان دلایل روشنی ارائه کرده است))( بخاری از عروه بن الزبیر.).

در صبح روز اسراء که پیامبر صلی الله علیه وسلم از معراج برگشته بود، مشرکین نزد ابوبکر رضی الله عنه آمدند وگفتند: آیا می دانی دوست تو چه می گوید، او می گوید که دیشب به بیت المقدس برده شده است!

ابوبکر از آنها پرسید: آیا محمد چنین گفته است؟ مشرکین گفتند: بله. ابوبکر رضی الله عنه قبل از اینکه پیامبر صلی الله علیه وسلم را ببیند و از او اخبار اسراء و معراج را بشنود گفت: ((او راست گفته است من او را در چیزی بالاتر از این که او می گوید: اخبار آسمانی صبح وشام به او می رسد تصدیق می کنم))( حاکم در مستدرک از عایشه با سند خوب روایت کرده است.).

ابوبکر رضی الله عنه بزرگوار وسخاوتمند بود و از آنجا که اموال خود را به کثرت صدقه می کرد خداوند در قرآن آیه ای در مورد ایشان نازل فرمود:

وَسَیُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى * الَّذِی یُؤْتِی مَالَهُ یَتَزَکَّى (الشمس: 17- 18).

((ونجات می یابد از آتش دوزخ کسیکه بیشتر از همه پرهیزکار است. ومال خود را در راه خدا می دهد تا تزکیه شود)).

حضرت عمر رضی الله عنه در مورد اینکه ابوبکر رضی الله عنه در صدقه کردن اموال خود از تمام صحابه سبقت می گرفت، می گوید: پیامبر صلی الله علیه وسلم به ما دستور داد تا در راه خدا صدقه کنیم، نزد من هم مقدار مال بود با خود گفتم امروز از ابوبکر سبقت خواهم گرفت ومن نصف دارایی خود را صدقه کرده و پیش پیامبر صلی الله علیه وسلم آوردم. پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: برای خانواده ات چه گذاشتی؟ گفتم: همین مقدار را در خانه نیز گذاشته ام. اما ابوبکر رضی الله عنه تمام اموال ودارایی خود را آورده بود، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: ای ابوبکر برای خانواده ات چه گذاشته ای؟ گفت: برای آنها خداوند وپیامبر را گذاشته ام. عمر رضی الله عنه با خود گفت درهیچ چیزی از او سبقت نمی توانم بگیرم(به روایت ترمذی از ابوهریره.). این واقعه در روز آماده کردن لشکر عسره در غزوه تبوک روی داده است.

ابوبکر رضی الله عنه بسیار دانا وهوشیار بود، درمقابل مانعین زکات قاطعانه ایستاد وفرمود: ((سوگند به خدا! با کسی که میان نماز وزکات فرق می گذارد خواهم جنگید، سوگند به خدا! اگر زانو بند شتری را که آنها به پیامبر صلی الله علیه وسلم می دادند، ندهند با آنها می جنگم)).

ابوبکر رضی الله عنه با زیرکی خود هدف پیامبر صلی الله علیه وسلم را از سخنانش فهمید، که آن حضرت صلی الله علیه وسلم فرمود: ((خداوند تبارک و تعالی بنده ای را اختیار داده که از دنیا یا آخرت یکی را قبول کند و آن بنده آنچه را نزد خداست اختیار نمود ))( صحیح بخاری وصحیح مسلم.).

ابوبکر رضی الله عنه بعد از شنیدن این سخن پیامبر صلی الله علیه وسلم بلافاصله منظور پیامبر صلی الله علیه وسلم را درک نمود وشروع به گریه کرد وگفت: ((پدر و مادرهایمان فدایت باد)) یاران پیامبر صلی الله علیه وسلم ازگریه ایشان تعجب کردند. اما هنگامی که وفات پیامبر صلی الله علیه وسلم نزدیک شد و اجلش فرا رسید آنها دانستند که بنده ای که آنچه نزد خدا هست آن را قبول کرده، پیامبر صلی الله علیه وسلم است ونیز دانستند که ابوبکر رضی الله عنه مردی زیرک وهوشیار است.

شجاعت وجرأت نیز از صفات بارز ابوبکر رضی الله عنه بود که در صحنه های مختلفی این صفت متجلی شد، در صدر اسلام، وقتی که مسلمانان تعداد انگشت شماره بودند ابوبکر رضی الله عنه از پیامبر صلی الله علیه وسلم خواست تا از خانه ابی ارقم بیرون بروند ودر کعبه، آشکارا مردم را به اسلام دعوت دهند، همه با رأی ابوبکر موافقت کرده وبه قصد کعبه از خانه ابی ارقم بیرون رفتند، وقتی به کعبه رسیدند متوجه شدند که اشراف وسران قریش نشسته اند و به گفتگو مشغول اند، مسلمانان نزدیک آنها نشستند وابوبکر رضی الله عنه بلند شد و برای مردم سخنرانی کرد و آنها را به یگانگی خداوند ویکتا پرستی دعوت داد وقدرت بزرگ الله ونعمتهای گسترده اش را به آنها یاد آوری نمود پیامبر صلی الله علیه وسلم به سخنان دوست خود گوش می داد. ابوبکر رضی الله عنه استاده بود گویا او قریش و اشراف آن را به مبارزه می طلبید، عتبه بن ربیع یکی از اشراف قریش به سخنرانی ابوبکر رضی الله عنه اعتراض کرد اما ابوبکر رضی الله عنه همچنان سخنانش را ادامه داد تا اینکه حاضرین شورش کردند وبه ابوبکر رضی الله عنه حمله ور شدند وبر سر وصورت او کوفتند خون از چهره اش سرازیر شد و ابوبکر رضی الله عنه بیهوش بر زمین افتاد، خبر بیهوشی ابوبکر رضی الله عنه پخش شد وعموزاده های ابوبکر رضی الله عنه از قبیله بنی تمیم آمدند، آنها فکر کردند ابوبکر رضی الله عنه مرده است، او را همچنان که بیهوش بود به خانه اش منتقل کردند وبا همدیگر عهد کردن که اگر ابوبکر رضی الله عنه بمیرد عتبه بن ربیع را به قتل برسانند. ابوقحافه پدر ابوبکر رضی الله عنه ومادرش ام الخیر سلمی کنار بستر ابوبکر رضی الله عنه نشسته بودند، دیری نگذشت که ابوبکر به هوش آمد و اولین سخنی که به زبان آورد گفت: محمد چه شد؟ پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم چه شد؟ وهمچنان تکرار می کرد: محمد چه شد؟

وچون مطلع شد که پیامبر صلی الله علیه وسلم به خانه ابی ارقم برگشته است همراه مادرش به آنجا رفت وقتی مطمئن شد که پیامبر صلی الله علیه وسلم سالم است از او خواست که مادرش را به اسلام دعوت دهد، پیامبر صلی الله علیه وسلم مادر ابوبکر را به اسلام دعوت داد واو بلافاصله اسلام را پذیرفت وابوبکر رضی الله عنه بسیار شادمان و احساس خوشبختی نمود.

حضرت علی رضی الله عنه به شجاعت ابوبکر رضی الله عنه شهادت داده است. هنگامی که ازاو پرسیده شد که دلیرترین مردم نزد شما چه کسی است؟ گفت: ابوبکر رضی الله عنه، چون در جنگ بدر وقتی برای پیامبر صلی الله علیه وسلم سایبانی ساختیم وگفتیم: چه کسی حاضر است که همراه پیامبر صلی الله علیه وسلم بنشیند تا مشرکین گزندی به ایشان نرسانند، سوگند به خدا جز ابوبکر رضی الله عنه هیچ کس حاضر نشد. ابوبکر شمشیر کشید ودر کنار پیامبر صلی الله علیه وسلم ایستاد وهیچ کس از مشرکین جرأت نداشت که به سوی پیامبر صلی الله علیه وسلم برود از اینرو می دانم ابوبکر رضی الله عنه دلیرترین مردم است(تاریخ الخلفاء با اندکی تصرف، ص 45-44.).

وفات

ابوبکر رضی الله عنه وصیت کرد که همسرش اسماء بنت عمیس به کمک فرزندش عبدالرحمن او را غسل بدهند، در آخرین لحظات زندگی اش مثنی بن حارثه از عراق آمد وخبر پیروزیهای مسلمین را در آنجا به اطلاع ابوبکر رضی الله عنه رساند در شامگاه دوشنبه هشتم جمادی الاول سال سیزدهم هجری ابوبکر رضی الله عنه جان به جان آفرین سپرد.

رحمت خدا بریار غار ودوست باوفا وصادق پیامبر باد.

((برگرفته از کتاب ده یار بهشتی ))

والله اعلم

Advertisements
نوشتن دیدگاه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: